دیوانه

دیوانه

همه تان دیوانه اید فقط دوز دیوانه بودنتان فرق میکند

کتاب دیوانه (نقل به مضمون کتاب بیشعوری )

هه درسته هیچ کاری نکردن ولی خب یه کارایی کردم تا بینیش زمین مالیده شه بدونه واقعا با کی طرفه (مردک نادان)
از اون قضیه به بعد رفتم از رفیقم شمارشو گرفتم گفتم استاد من غلط کردم که بهت گفتم پرو باباته منو ببخش باشه?! گفت باشه عب نداره از جلسه بعد بیا کلاس رفتم کلاسش جو جوری بود که حس خفگی بم دس میداد گف آی فلانی (مخاطبش من بودم) نباید از من عذر بخوای باید پاشی از کلاس عذر بخوای که پاشدم رفتم بیرون
گفتم فلان فلان شده صب کن کاری باهات میکنم که به غلط کردن بیفتی بیشعور من فقط میخواستم باهم دیگ را بیایم و چن جلسه همو تحمل کنیم وگرنه خرایی مث تو رو سوار میشم و باهاشون مسابقه میدم
به همه جا زنگ زدم به همه جاااا
۳۵ نفرو جمع کردم و خودمو کشیدم کنار یه رفیق به اسم روح الله رو که ترم ۷ ام هست انداختم جلو که بره این نامه رو به رییس دانشگاه بده که این آقای خری که تشریفت آورده و اسم استادم رو خودش گذاشته فلان کارارو کرده آقا این نامه رو برد که با مخالفت شدید رییس دانشگاه برخورد که برا خودشون بد شد
کار دومم این بود که یه نامه نوشتم و فرستادم به نماینده ولی فقیه تو استان که آقا این آقا جو دانشگاه رو بهم زده و تو کلاس ادا واطوار درمیاره زیرشم دادم ۱۵ نفر امضا کردن ک کار محکم بره جلو که دمشون گرم اومدن ویه سرکی کشیدن
بعد این دو تا گفتم کار از محکم کاری عیب نمیکنه به روح الله گفتم چن نفرو جمع کنه و بره پیش هیئت علمی دانشگاه و از رفتاراش تو کلاس بگه که رفتن و این بهتر از بقیه نتیجه داد و آی دکتر بهمون گفت که بهش از ترم بعد درس نمیدم
بذارید یه نمونه از کاراشو بگم که تصور خوبی ازش تو ذهنتون نقش ببنده تا نیاید تو کامنت بگید ک استاده و احترامش واجب 
اومده بود تو کلاس میگف شما ها فک میکنین من درس خوندم و اومدم کلاس ?! نه خیر سخت در اشتباهید رفتم ناهارمو خوردم بعد رفتم قلیونمم کشیدم اومدم 
تو هر جلسه ای که باهاش داریم سه نفر از خانوما رو به گریه میندازه بدون استثنا یا به بهونه نمره ندادن یا به بهونه تغلب و فلان ... 
خلاصه 
هر ک با دیوانه درافتاد ورافتاد
  • علی